معما! معما! 6

* در خياباني ، پنج خانه در پنج رنگ متفاوت وجود دارد.
* در هر يک از اين خانه ها يک نفر با مليتي متفاوت از ديگران زندگي مي کند.
* اين پنج صاحبخانه هر کدام نوشيدني متفاوت مي نوشند ، سيگار متفاوت مي کشند و حيوان خانگي متفاوت نگهداري مي کنند.

سوال: کداميک از آنها در خانه ، ماهي نگه مي دارد؟

راهنمايي:
  ۱. مرد انگليسي در خانه قرمز زندگي مي کند.
  ۲. مرد سوئدي ، يک سگ دارد.
  ۳. مرد دانمارکي چاي مي نوشد.
  ۴. خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفيد قرار دارد.
  ۵. صاحبخانه خانه سبز ، قهوه مي نوشد.
  ۶. شخصي که سيگار Pall Mall مي کشد پرنده پرورش مي دهد.
  ۷. صاحب خانه زرد ، سيگار Dunhill مي کشد.
  ۸. مردي که در خانه وسطي زندگي ميکند، شير مي نوشد.
  ۹. مرد نروژي ، در اولين خانه زندگي مي کند.
۱۰. مردي که سيگار Blends مي کشد در کنار مردي که گربه نگه مي دارد زندگي مي کند.
۱۱. مردي که اسب نگهداري مي کند، کنار مردي که سيگار Dunhill مي کشد زندگي مي کند.
۱۲. مردي که سيگار Blue Master مي کشد ، آب ميوه مي نوشد.
۱۳. مرد آلماني سيگار Prince مي کشد.
۱۴. مرد نروژي کنار خانه آبي زندگي مي کند.
۱۵. مردي که سيگار Blends مي کشد همسايه اي دارد که آب مي نوشد.

براي حل اين معما ابتدا يک جدول بصورت زير طراحي کرده و با استفاده از راهنمائي هاي بالا ، خانه هاي آن را پر کنيد.

به عنوان مثال با استفاده از راهنمائي شماره (9) پي مي بريم که مرد با مليت نروژي در اولين خانه زندگي مي کند و آن خانه در جدول را به مليت نروژي اختصاص مي دهيم.

معما! معما! 5


    يه قبيله از آدماي عجيب و غريب توي جنگل ها و دور از تمدن زندگي ميکنند.

   1- افراد قبيله خيلي باهوشند و قدرت استنتاج فوق العاده اي دارند.

   2 - افراد قبيله نميتونند با همديگه حرف بزنند يعني قدرت ارتباط با کلام يا با اشاره ندارند.

   3 - فقط رهبر قبيله ميتونه با اونا حرف بزنه و بقيه هم حرفاي رهبر قبيله رو ميفهمن.

   4 - دستورات رهبر قبيله رو حتما اجرا ميکنند.

  يه روز رهبر قبيله مياد ميگه من براي يه مدتي ميخوام برم يه جاي دور. دوست دارم وقتي بر ميگردم

  يه کاري رو به خاطر قبيله انجام داده باشين:

  - در ميان شما فرد يا افرادي هستند که خال سياه رنگي روي پيشونيشونه.

  - هر کدوم از اين افراد خالدار وقتي از اين قضيه مطمئن شد، حداکثر تا طلوع آفتاب روز بعد

   وقت داره خودشو بکشه.

   رييس قبيله ميره مسافرات و افراد قبيله هم هيچ وسيله اي که عکس خودشون رو توش

  مشاهده کنن مثل آينه يا آب در اختيار نداشتن. توجه کنين که با همديگه صحبت يا اشاره

   هم نميکنن. فقط قيافه بقيه(و نه خودشون) رو ميبينن.

    قبل از طلوع آفتاب روز هشتم آخرين فرد خالدار خودش رو ميکشه.

   حالا مساله اينه که پيدا کنين چند نفر از افراد قبيله خالدار بوده اند.

   راهنمايي:

   با استقرا حلش کنين. اول فرض کنين فقط يه فرد خالدار تو قبيله وجود داره بعد خودتون رو جاي

   اون فرد خالدار بذارين که ميبينه هيچ کس خال نداره و نتيجه ميگيره که خودش خال داره... حالا

  خودتون رو جاي افراد ديگه قبيله بذارين که ميبينن يه نفر تو قبيله خالداره ولي نميدونن خودشون

  هم خال دارن يا نه. نکته اينه که کي ميفهمن خودشون خال ندارن؟

معما! معما! 3

با یک حرکت تساوی های زیر را بر قرار کنید ،فقط با یک حرکت قلم!!!!!!

 

79=3      (این بند برای حل  باید فارسی نوشته بشه)

5+5+5=550

    این سوال ها قبلا در دانشگاه مطرح شده

 

معما! معما!(2)

   يه نفر ميخواد براي دوستش يه بسته اي رو بفرسته. تنها وسيله ارتباطيشون يه صندوقه که بايد

   به دست پستچي داده بشه. صندوق هم از اون صندوقهاي قديميه که فقط قفل و آويز ميخوره

   . پستچي دزد تمام عياريه که اگه بتونه در صندوق رو باز کنه وسايلشو ميدزده

   اما خودشو ضايع نميکنه و درش رو نميشکنه.حالا اگه شخص در صندوق رو قفل بزنه دوستش

    نميتونه اونو باز کنه چون کليد نداره. اين دو نفر هر تعداد صندوق که بخوان ميتونن رد و بدل کنن

    و با تلفن هم ميتونن در تماس باشن. فرض کنين از اين قفل رمز دارها هم هنوز اختراع نشده.

    حالا شما بگيد  اينا چطوري بسته مبادله مي کنن .

 

معما! معما!

 يك زنداني محكوم به مرگ در انتظار اعدام به سر مي برد اما پادشاه تصميم گرفته تا يك شانس ديگر به او بدهد.دو دروازه وجود دارد:دروازه مرگ ودروازه زندگي .در كنار هر دروازه يك نگهبان ايستاده است.و هر دو نگهبان ميدانند كه كدام دروازه مرگ است وكدام دروازه زندگي.اما  يكي از دونگهبان همواره حقيقت را ميگويدو ديگري هميشه دروغ. هيچ راهي وجود نداردكه  بتوان دروازه مرگ را از دروازه زندگي تشخيص داد. هيچ راهي هم وجود ندارد كه نگهبان راستگو  را از نگهبان دروغگو تشخيص بدهيم.

به زنداني اجازه داده شده است كه تنها يك سوال از يكي از نگهبانها بپرسد.او ناچار است يكي از ان دو دروازه را انتخاب كندودر راه مرگ يا زندگي قدم بگذارد.زنداني ما دروازه زندگي را انتخاب ميكندو از اعدام نجات مي يابد. او چه سوالي پرسيده است؟ و چگونه از پاسخ يكي از نگهبانها دروازه را انتخاب كرده است؟   

 

پروانگی!!!


زمان آن فرا رسیده است که جور دیگر نگاه کنیم
و زمان آن فرا رسیده است که بارش باران را از آسمان بینیم
زمان آن برای من فرا رسیده است که به زمین سجده کنم
و بگذارم زندگی بسوی ریشه‌ها برود
 
دوباره بازگرد دوباره بازگرد
 
اینبار تو در را خواهی گشود
وهمه چیز بهتر از گذشته خواهد بود
 تو، دوباره و دوباره متولد خواهی شد
و تمامی صفحات غمگین زندگی برگ برگ پاره خواهد شد
فردا دوباره تو را از خواب بیدار خواهند کرد
و سرانجام همه کابوسهای زندگی تو بپایان خواهد رسید
 (آنجا) هزارن هزار نفراز آنان منتظر خواهند بود
و با آهنگی یکسان دعا می‌کنند، عشق می‌ورزند، می‌میرند و دوباره زنده می‌شوند
 
دوباره بازگرد دوباره بازگرد
ترجمه ی متن آهنگ پروانگی مازیارفلاحی

فقط یک داستان!!!

فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد. روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه

انگوری به او داد و گفت اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن. فرعون

یک روز از او فرصت گرفت. شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای

بیندیشد و همچنان

عاجز مانده بود که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد. فرعون پرسید کیستی؟

ناگهان دید که شیطان وارد شد. شیطان گفت خاک بر سر خدایی که نمیداند پشت در کیست.

سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه انگور طلا شد. بعد خطاب به فرعون گفت من با

این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم آنوقت تو با این همه حقارت ادعای خدایی

می کنی؟ پس شیطان عازم رفتن شد که فرعون گفت چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه

خدا رانده شدی. شیطان پاسخ داد زیرا میدانستم که از نسل او همانند تو به وجود می

آید.

محکمه ی رباتیک

روز شنبه بعد از کلاس ادبیات برای خاطیانی که در روز های سه شنبه و چهارشنبه در کلاس ها حضور یافتند دادگاه تشکیل میشود و مطابق با لوایح و آیین نامه های محلی هیئت منصفه محترم حکم صادر می نماید.

مجرمان مجاز به اخذ وکیل مدافع می باشند.

عید مبارک!

نگارا عيد قربان است قربانت شوم يا نه؟ / نگفتي يک دمي آيا که مهمانت شوم يانه ؟

براي طوف کويت جامه احرام بر بستم / گداي دوره گرد گوشه خوانت شوم يانه ؟


عید قربان بر تمام دوستان تهنیت .

توجه توجه

برای هماهنگی بیشتر لطفا همه تو این مطلب در مورد تشکیل کلاس ها نظر بدین که چیزی از قلم نیفته.

قوز بالا قوز.

امروز ساعت 16:13 یه پیامک برای من اومدکه نوشته بود"جلسه توجیهی کلاس انسیس روز 3شنبه ساعت 13-12. حضور الزامیست" یکی بگه اینجا چه خبره مشکل کم داشتیم اینم بهش اضافه شده؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


کدوم رو انتخاب میکنی؟


کدوم رو انتخاب میکنی؟